غزل شمارهٔ ۱۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۲

۳۶ بازديد


چگونه مي رود به سمت بيكرانه ها
كه ابر گريه مي كند براي رودخانه ها

پرنده غافل است از اينكه تندباد مي رسد
وگرنه باز هم بنا نميشد آشيانه ها

و اين چنين كه اين همه ز عشق رنج مي برند
مرا غم تو مي كشد در آتش بهانه ها

چراغ و چشم آسمان! ستاره ها تو، ماه،تو
پس از تو تار مي شود شبِ تمامِ خانه ها

اگر چه زخم مي زني ولي ترا نوشته اند
به روي صفحه ي دلم خطوطِ تازيانه ها

خلاصه بر درختِ دل، تو بايد آشيان كني
وگرنه مي سپارمش به دست موريانه ها


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد