غزل شمارهٔ ۱۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۶

۳۳ بازديد


بده به دست من اين بار بيستونها را
كه اين چنين به تو ثابت كنم جنونها را

بگو به دفتر تاريخ تا سياه كند
به نام ما همه ي سطرها، ستونها را

عبور كم كن از اين كوچه ها كه مي ترسم
بسازي از دل مردم كلكسيونها را

... منم كه گاه به ترك تو سخت مجبورم
... تويي كه دوري تو شيشه كرده خونها را

ميان جاده بدون تو خوب مي فهمم
نوشتهاي غم انگيز كاميونها را!


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد