غزل شمارهٔ ۱۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۷

۳۳ بازديد


قلم كنار تو افتاده ليقه خشك شده
حرف "ع ش ق" به خطِّ عتيقه خشك شده

دوباره زخم تو گل كرده "دوم" ماه است
زمان به روي "دو و ده دقيقه" خشك شده

كناره پنجره اي، ماه مي وزد ... داري
به سمت كوچه نگاه عميق خشك شده

از آن قرار براي تو اين فقط مانده است:
گلي كه بر سر جيب جليقه خشك شده

...هجوم خاطره ها ... چشمهاي تو بسته اند
و دستهاي تو روي شقيقه خشك شده

براي "عشق" تو سر مشق تازه مي خواهي
قلم كنار تو افتاده ليقه خشك شده


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد