غزل شمارهٔ ۱۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۹

۳۴ بازديد


تو نيستي و اين در و ديوار هيچ وقت...
غير از تو من به هيچ كس انگار هيچ وقت...

اينجا دلم براي تو هي شور مي زند
از خود مواظبت كن و نگذار هيچ وقت...

اخبار گفت شهر شما امن و ناراحت است
من باورم نمي شود، اخبار هيچ وقت...

حيفند روزهاي جواني، نمي شوند
اين روزها دو مرتبه تكرار هيچ وقت

من نيستم بيا و فراموش كن مرا
كي بوده ام برات سزاوار؟... هيچ وقت!

بگذار من شكسته شوم تو صبور باش
جوري بمان هميشه كه انگار هيچ وقت...


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد