دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۱ ۳۳ بازديد
ضعيف و لاغر و زرد و صداي خواب آور
كنار بستر من قرصهاي خواب آور
لجن گرفته ام از اين سرگذشت ويروسي
از اين تب، اين تب مالارياي خواب آور
مني كه منحني زانوان زاويه دار
جدا نمي كندم از هواي خواب آور
همين تجمع اجساد موميايي شهر
مرا كشانده به اين انزواي خواب آور
زمين رها شده دور مدار بي دردي
و روزنامه ها پر از قصه هاي خواب آور
هنوز دفتر خميازه هاي من باز است
بخواب شعر! در اين ماجراي خواب آور
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد