غزل شمارهٔ ۳۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۳۱

۳۴ بازديد


فضاي خانه كه از خنده هاي ما گرم است
چه عاشقانه نفس مي كشم! هوا گرم است

دوباره "ديده امت"، زُل بزن به چشماني
كه از حرارت "من ديده ام ترا" گرم است

بگو دو مرتبه اين را كه: "دوستت دارم"
دلم هنوز به اين جمله ي شما گرم است

بيا گناه كنيم عشق را ... نترس خدا
هزار مشغله دارد، سر خدا گرم است

من و تو اهل بهشتيم اگرچه مي گويند
جهنم از هيجانات ما دو تا گرم است

به من نگاه كني، شعر تازه مي گويم
كه در نگاه تو بازار شعرها گرم است


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد