دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۱ ۳۴ بازديد
انديشيدم كه تا همه افعال و اعمال خود بدل نكنم فرح نيابم. روز پنجشنبه ششم جمادي الاخر سنه سبع و ثلثين و اربعمايه نيمه دي ماه پارسيان سال بر چهارصد و ده يزدجردي. سر و تن بشستم و به مسجد جامع شدم و نماز بكردم و ياري خواستم از باري تعالي به گذاردن آنچه بر من واجب است و دست بازداشتن از منهيات و ناشايست چنان كه حق سبحانه و تعالي فرموده است.
پس از آن جا به شبورغان رفتم. شب به ديه بارياب بودم و از آن جا به راه سنكلان و طالقان به مروالرود شدم. پس به مرو رفتم و از آن شغل كه به عهده من بود معاف خواستم و گفتم كه مرا عزم سفر قبله است.
پس حسابي كه بود جواب گفتم و از دنيايي آنچه بود ترك كردم الا اندك ضروري.
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد