دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۱ ۳۴ بازديد
روز يكشنبه غره رمضان به رمله رسيديم واز قيساريه تا رمله هشت فرسنگ بود و آن شهرستاني بزرگ است و باروي حصين از سنگ و گچ دارد بلند و قوي و دروازهاي آهنين برنهاده، و از شهر تا لب دريا سه فرسنگ است، و آب ايشان از باران باشد و اندر هر سراي حوض هاي بزرگ است كه چون پر آب باشد هركه خواهد گيرد و نيز دور مسجد آن جا را سيصد گام اندر دويست گام مساحت است، بر پيش صفه نوشته بودند كه پانزدهم محرم سنه خمس و عشرين و اربعمايه اينجا زلزله اي بود قوي و بسيار عمارات خراب كرد ام كس را از مردم خللي نرسيد.
در اين شهر رخام بسيار است و بيش تر سراها و خان هاي مردم مرخم است به تكلف و نقش تركيب كرده و رخام را به اره ميبرند كه دندان ندارد و ريگ مكي در آن جا ميكنند و اره ميكشند بر طول عمودها نه برعرض چنانكه چوب از سنگلاخ الواح ميسازند و انواع و الوان رخامها آن جا ديدم از ملمع و سبز و سرخ و سياه و سفيد و همه لوني، و آن جا نوعي زنجير است كه به از آن هيچ جا نباشد و از آن جا به همه اطراف بلاد ميبرند، و اين شهر رمله را به ولايت شام و مغرب فلسطين ميگويند.
سيوم رمضان از رمله برفتيم به ديهي رسيديم كه خاتون ميگفتند، و از آن جا به ديهي ديگر رفتيم كه آن را قرية العنب ميگفتند، در راه سداب فراوان ديديم كه خودروي بر كوه و صحرا رسته بود. در اين ديه چشمه آب نيكو خوش ديديم كه از سنگ بيرون ميآمد و آن جا آخرها ساخته بودند و عمارت كرده. و از آن جا برفتيم روي بر بالا كرده تصور بود كه بر كوهي ميرويم كه چون برديگر جانب فرو رويم شهر باشد. چون مقداري بالا رفتيم صحراي عظيم در پيش آمد، بعضي سنگلاخ و بعضي خاكناك. بر سر كوه شهر بيت المقدس نهاده است و از طرابلس كه ساحل است تا بيت المقدس پنجاه و شش فرسنگ واز بلخ بيت المقدس هشتصد و هفتاد وشش فرسنگ است.
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد