بخش ۳۳ - مسجد قدس و جوانب آن

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۳۳ - مسجد قدس و جوانب آن

۳۵ بازديد

گفتم كه شهر بيت المقدس بر سر كوهي است و زمين هموار نيست اما مسجد را زمين هموار و مستوي است، و از بيرون مسجد به نسبت مواضع هر كجا نشيب است ديوار مسجد بلند تر است از آن كه پي بر زمين نشيب نهاده‌اند و هركجا فراز است ديوار كوتاه تر است، پس بدان موضع كه شهر و محل‌ها د رنشيب است مسجد را درهاست كه همچنان كه نقب باشد بريده‌اند و به ساحت مسجد بيرون آورده و از آن درها يكي را باب النبي عليه الصلوة و السلام گويند و اين در از جانب قبله يعني جنوب است، و اين را چنان ساخته‌اند كه ده گز پهنا دارد و ارتفاع به نسبت درجات جايي پنج گز علو دارد يعني سقف اين ممر در جاها بيست گز علو است، و بر پشت آن پوشش مسجد است و آن ممر چنان محكم است كه بنايي بدان عظمي بر پشت آن ساخته‌اند و در او هيچ اثر نكرده، و در آن جا سنگ‌ها به كار برده‌اند كه عقل قبول نكند كه قوت بشري بدان رسد كه آن سنگ را نقل و تحويل كند، و مي‌گويند آن عمارت سليمان بن داود عليه السلام كرده است، و پيغمبر ما عليه الصلوات و السلام در شب معراج از آن رهگذر در مسجد آمد، و اين باب بر جانب راه مكه است. و به نزديك در بر ديوار به اندازه سپري بزرگ بر سنگ نقشي است، گويند كه حمزه بن عبدالمطلب عم رسول عليه السلام آن جا نشسته است سپري بر دوش بسته پشت بر آن ديوار نهاده و آن نقش سپر اوست. و بر اين در مسجد كه اين ممر ساخته‌اند دري به د و مصراع بر آن جا نشانده، ديوار مسجد از بيرون قريب پنجاه گز ارتفاع دارد و غرض از ساختن اين در آن بوده است تا مردم از آن محله را كه اين ضلع مسجد با آن جاست به محله ديگر نبايد شد چون درخواهند رفت. و بر در مسجد ازدست راست سنگي در ديوار است بالاي آن پانزده ارش و چهار ارش عرض همچنين دراين مسجد از اين بزرگ تر هيچ سنگي نيست اما سنگ هاي چهار گز و پنج گز بسيار است كه بر ديوار نهاده‌اند از زمين به سي و چهل گز بلندي. و د ر پهناي مسجد دري است مشرقي كه آن را باب العين گويند كه چون از اين در بيرون روند و به نشيبي فرو روند آن جا چشمه سلوان است. و دري ديگر است همچنين در زمين برده كه آن را باب الحطة گويند، و چنين گويند كه اين در آن است كه خداي عزوجل بني اسراييل را بدين در فرمود در رفتن به مسجد قوله تعالي ادخلوالباب سجدا و قولوا حطة نغفرلكم خطاياكم و سنزيد المحسنين و دري ديگر است و آن را باب السكينه گويند. و در دهليز آن مسجدي است با محراب هاي بسيار و در اولش بسته است كه كسي در نتوان شد، گويند تابوت سكينه كه ايزد تبارك و تعالي در قرآن ياد كرده است آن جا نهاده است كه فرشتگان برگرفتندي. و جمله درهاي بيت المقدس زير و بالاي نه در است كه صفت كرده ام.
صفت دكان كه ميان ساحت جامع است و سنگ صخره كه پيش از ظهور اسلام آن قبله بوده است. بر ميان آن دكاني نهاده است و آن دكان از بهر آن كرده‌اند كه صخره بلند بوده است و نتوانسته كه آن را به پوشش درآورند. اين دكان اساس نهاده‌اند سيصد و سي ارش در سيصد ارش ارتفاع آن دوازده گز، صحن آن هموار نيكو به سنگ رخام و ديوار هاش همچنين. درزهاي آن به ارزير گرفته و چهارسوي آن به تخته سنگ هاي رخام همچون حظيره كرده و اين دكان چنان است كه جز بدان راه‌ها كه به جهت آن ساخته‌اند به هيچ جاي ديگر بر آن جا نتوان شد. و چون بر دكان روند بر بام مسجد مشرف باشند. و حوضي در ميان اين دكان در زير زمين ساخته‌اند كه همه باران‌ها كه بر آن جا به مجراها در اين حوض رود و آب اين حوض از همه آب‌ها كه در اين مسجد است پاكيزه تر است. و چهار قبه در اين دكان است از همه بزرگ تر قبه صخره است كه آن قبله بوده است.
صفت قبه صخره : بناي مسجد چنان نهاده است كه دكان به ميان ساحت آمده، و قبه صخره به ميان دكان و صخره به ميان قبه. و اين خانه اي است مثمن راست چنان كه هر ضلعي از اين هشتگانه سي و سه ارش است و چهار بر چهار جانب آن نهاده يعني مشرقي و مغربي و شمالي و جنوبي و ميان هر دو در ضلعي است، و همه ديوار به سنگ تراشيده كرده‌اند مقدار بيست ارش، و صخره را به مقدار صد گز دور باشد و نه شكلي راست دارد يعني مربع يا مدور بل سنگي نامناسب اندام است چنان كه سنگ هاي كگوهي، و به چهار جانب صخهر چهار ستون بنا كرده‌اند مربع به بالاي ديوار خانه مذكور، و ميا ن هر دوستون از چهارگانه جفتي اسطوانه رخام قايم كرده همه به بالاي آن ستون ها، و بر سر آن دوازده ستون اسطوانه بنياد گنبدي است كه صخره در زير آن است و دور صد وبيست ارش باشد و ميان ديوار خانه و اين ستون‌ها و اسطوانه ها. يعني آنچه مربع است و بنا كرده‌اند ستون مي‌گويم و آنچه تراشيده و از يك پاره سنگ ساخته مدور آن را اسطوانه مي‌گويم اكنون ميان اين ستون‌ها و ديوار خانه شش ستون ديگر بنا كرده است از سنگ هاي مهندم و ميان هر دو ستون سه عمود رخام ملون به قسمت راست نهاده چنان كه در صف اول ميان دو ستون دو عمود بود اين جا ميان دو ستون سه عمود است، و سر ستون‌ها را به چهار شاخ كرده كه هر شاخي پايه طاقي است. و بر سر عمودي دو شاخ چنان كه بر سر عمودي پايه دو طاق و بر سر ستوني پايه چار طاق افتاده است، آن وقت اين گنبد عظيم بر سر اين دوازده ستون كه به صخره نزديك است چنان است كه از فرسنگي بنگري آن قبه چون سركوهي پيدا باشد، زيرا كه از بن گنبد تا سر گنبد سي ارش باشد، وبر سر بيست گز ديوار و ستون نهاده است كه آن ديوار خانه است و خانه بركان نهاده استكه آن دوازده گز ارتفاع دارد، پس از زمين ساحت مسجد تا سر گنبد شصت و دو گز باشد. و بام و سقف اين خانه به نجارت پوشيده سات، و بر سر ستون‌ها و عمود‌ها و ديوار به صنعتي كه مثل آن كم افتد. و صخره مقدار بالاي مردي از زمين برتر است، و حظيره اي از رخام برگرد او كرده‌اند تا دست به وي نرسد، صخره سنگي كبود رنگ است و هرگز كسي پاي بر آن ننهاده است. و از آن سو كه قبله است يك جاي نشيبي دارد و چنان است كه گويي بر آن جا كسي رفته است و پايش بدان سنگ فرو رفته است چنان كه گويي گل نرم بوده كه نشان انگشتان پاي در آن چا بمانده است و هفت پي چنين برش است، و چنان شنيدم كه ابراهيم عليه السلام آن جا بوده است و اسحق عليه السلام كودك بوده است بر آن جا رفته و آن نشان پاي اوست. و در آن خانه صخره هميشه مردم باشند از مجاوران و عابدان. و خانه به فرش هاي نيكو بياراستند از ابريشم و غيره. و از ميان خانه بر سر صخره قنديلي نقره بر آويخته است به سلسله قنديل‌ها سلطان مصر ساخته است چنانچه حساب گرفتم يك هزار من نقره آلات در آن جا بود، شمعي ديدم همان جا بس بزرگ چنان كه هفت ارش درازي او بود سطبري سه شبر چون كافور زباجي و به عنبر سرشته بود و گفتند هر سال سلطان مصر بسيار شمع بدان جا فرستد و يكي از آن‌ها اين بزرگ باشد و نام سلطان به زر بر آن نوشته، و آن جايي است كه سوم خانه خداي سبحانه و تعالي است چه ميان علماي دين معروف است كه هر نمازي كه در بيت المقدس گذارند به بيست و پنج هزار نماز قبول افتد و آنچه به مدينه رسول عليه الصلوة و السلام كنند هر نمازي به پنجاه هزار نماز شمارند و آنچه به مكه معظمه شرفهاالله تعالي گذارند به صد هزار نماز قبول افتد، خداي عزوجل همه بندگان خود را توفيق دريافت آن روزي كناد.
گفتم كه بام‌ها و پشت گنبد به ارزير اندوده‌اند و به چهار جانب خانه درهاي بزرگ برنهاده است، د و مصراع از چوب ساج، و آن درها پيوسته باشد. و بعد از اين خانه قبه اي است كه آن را قبه سلسله گويند، و آن آن است كه داود عليه السلام آن جا آويخته است كه غير از خداوند حق را دست بدان نرسيدي و ظالم و غاصب را دست بدان نرسيدي و اين معني نزديك علما مشهور است، و آن قبه بر سر هشت عمود رخام است و شش ستون سنگين، و همه جوانب قبه گشاده است الا جانب قبله كه تا سربسته است و محرابي نيكو در آن جا ساخته. و هم بر اين دكان قبه اي ديگر است بر چهار عمود رخام و آن را نيز جانب قبله بسته است، محرابي نيكو بر آن ساخته آن را قبه جبرييل گويند، و فرش در اين گنبد نيست بلكه زمينش خود سنگ است كه هموار كرده اند، گويند شب معراج براق را آن جا آورده‌اند تا پيغمبر عليه الصلوة و السلام گويند، ميان اين قبه و قبه جبرييل بيست ارش باشد. اين قبه نيز بر چهار ستون رخام است و گويند شب معراج رسول عليه السلام و الصلوة اول به قبه صخره نماز كرد و دست بر صخره نهاد تا باز به جاي خود شد و قرار گرفت و هنوز آن نيمه معلق است. و رسول صلي الله عليه و سلم از آن جا به آن قبه آمد كه بدو منسوب است و بر براق نشست و تعظيم اين قبه از آن است. و در زير صخره غاري است بزرگ چنان كه همشه شمع در آن جا افروخته باشد. و گويند چون صخره حركت برخاستن كرد زيرش خالي شد و چون قرار گرفت همچنان بماند.
صفت درجات راه دكان كه بر ساحت جامع است : به شش موضع راه بر دكان است و هريكي را نامي است. از جانب قبله دو راهي است كه به آن درجه‌ها بر روند كه چون بر ميان جايي ضلع دكان بايستند يكي از آن درجاب بر دست راست باشد و ديگر بر دست چپ. آن را كه بر دست راست بود مقام النبي عليه السلام گويند وآن را كه بر دست چپ بود مقام غوري. و مقام النبي از آن گويند كه شب معراج پيغمبر عليه الصلوة و السلام بر آن درجات بر دكان رفته است و از آن جا در قبه صخره رفته. و را ه حجاز نيز بر آن جانب است. اكنون اين درجات راپهناي بيست ارش باشد، همه درجه‌ها از سنگ تراشيده منهدم چنان كه هر درجه به يك پاره يا دوپاره سنگ است مربع بريده و چنان ترتيب ساخته كه اگر خواهند با ستور به آن جا بر توانند شد، و بر سر درجات چهار ستون است از سنگ رخام سبز كه به زمرد شبيه است الا بر آن كه بر اين رخام‌ها نقطه بسيار است از هر رنگ. و بالاي هر عمودي از اين ده ارش باشد و سطبري چندان كه در آغوش دو مرد گنجد. و بر سر اين چهار عمود سه طاق زده است چنان كه يكي مقابل در و دو بر دو جانب. و پشت طاق‌ها راست كرده و اين شرفه و كنگره برنهاده چنان كه مربعي مي‌نمايد. و اين عمودها و طاق‌ها را همه به زر و مينا منقش كرده‌اند چنان كه از آن خوب تر نباشد. و دارافزين دكان همه سنگ رخام سبز منقط است و چنان است كه گويي بر مرغزار گل‌ها شكفته است. و مقام غوري چنان است كه بر يك موضع سه درجه بسته است يكي محاذي دكان و دو بر جنب دكان چنان كه از سه جاي مردم بر روند و از اين جا نيز بر سه درجه همچنان عمودها نهاده است و طاق بر سر آن زده و شرفه نهاده و درجات هم بدان ترتيب كه آن جا گفتم از سنگ تراشيده، هر درجه دو يا سه پاره سنگ طولاني و بر پيش ايوان نوشته به زر و كتابه لطيف كه امر به الامير ليث الدولة نوشتكين غوري. و گفتند اين ليث الدوله بنده سلطان مصر بوده و اين راه‌ها و درجات وي ساخته است. و جانب مغربي دكان هم دو جايگاه درجه‌ها بسته است و راه كرده همچنان به تكلف كه شرح ديگر‌ها را گفتم. و بر جانب مشرقي هم راهي است همچنان به تكلف ساخته و عمودها زده و طاق ساخته و كنگره برنهاده آن را مقام شرقيي گويند. و از جانب شمالي راهي است از همه عالي تر و بزرگ تر و همچنان عمودها و طاق‌ها ساخته و آن را مقامي شامي گويند. و تقدير كردم كه بدين شش راه كه ساخته‌اند صدهزار دينار خرج شده باشد، و بر ساحت مسجد نه بر دكان جايي است چندان كه مسجدي كوچك بر جانب شمالي كه آن را چون حظيره ساخته‌اند از سنگ تراشيده و ديوار او به بالاي مردي بيش باشد و آن را محراب داود گويند، و نزديك حظيره سنگي است به بالاي مردي كه سر وي چنان است كه زيلوي كوچك تر از آن موضع افتد سنگ ناهموار، و گويند اين كرسي سليمان بوده است، و گفتند كه سليمان عليه السلام بر آن جا نشستي بدان وقت كه عمارت مسجد همي كردند، اين معني در جامع بيت المقدس ديده بودم و تصوير كرده و همان جا بر روزنامه كه داشتم تعليق زده، از نوادر به مسجد بيت المقدس درخت حور ديدم.
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد