دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۱ ۳۶ بازديد
و از مصر تا اسكندريه سي فرسنگ گيرند. و اسكندريه بر لب درياي روم و كنار نيل است، و از آن جا ميوه بسيار به مصر آورند به كشتي و ان جا مناره است كه من ديدم آبادان وبد به اسكندريه.
و آن جا طعني بر آن مناره آيينه اي حراقه ساخته بودند كه ره كشتي روميان كه از استانبول ميآمدي چون به مقابل آن رسيدي آتشي از آن آينه افتادي و بسوختي. و روميان بسيار جد و جهد كردند و حيلهها نمودند و كس فرستادند و آن آيينه بشكستند، به روزگار حاكم سلطان مصر مردي نزديك او آمده بود قبول كرده كه آن آيينه را نيكوب از كند چنان كه به اول بود. حاكم گفته بود حاجت نيست كه اين ساعت خود روميان هر سال زر و مال ميفرسندو راضياند كه لشكر ما نزديك ايشانبرود و سر به سر پسنده است.
و اسكندريه را آب خوردني از باران باشد. و ردهمه صحراي اسكنديه از آْن عمودهاي سنگين كه صفت آن مقدم كرده ايم افتاده باشد.
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد