بخش ۶۲ - صفت اندرون كعبه

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۶۲ - صفت اندرون كعبه

۳۴ بازديد

صفت اندرون كعبه :عرض ديوار يعني ثخانتش شش شبر است و زمين خانه را فرش از رخام است همه سپيد و در خانه سه خلوت كوچك است بر مثال دكان‌ها يكي مقابل در و دو بر جانب شمال، و ستون‌ها كه در خانه است و در زير سقف زده‌اند همه چوبين است چهارسو تراشيده از چوب ساج الا يك ستون مدور است. و از جانب شمال تخته سنگي رخام سرخ است طولاني كه فرش زمين است و مي‌گويند كه رسول عليه الصلوة و السلام بر آن جا نماز كرده است و هر كه آن را شناسد جهد كند كه نماز بر آن جا كند، و ديوار خانه همه تخت هاي رخام پوشيده است از الوان. و برجانب غربي شش محراب است از نقره ساخته و به ميخ بر ديوار دوخته هر يكي بالاي مردي به تكلف بسيار از زركاري و سواد سيم سوخته و چنان است كه اين محراب‌ها از زمين بلند تر است، و مقدار چهار ارش ديوار خانه از زمين برتر ساده است و بالاتر از آن همه ديوار از رخام است تا سقف به نقارت و نقاشي كرده و اغلب به زر پوشيده هر چهار ديوار. و در آن خلوت كه صفت كرده شد كه يكي در ركن عراقي است. و يكي در ركن شامي و يكي در ركن يماني و در هر بيغوله دو تخته پنج گز و يك گز عرض دارد، و در آن خلوت كه قفاي حجرالاسود است ديباي سرخ دركشيده اند. و چون از در خانه در روند بر دست راست زاويه خانه چهارسو كرده مقدار سه گز در سه گز و در آن جا درجه اي است كه آن راه بام خانه است و دري نقره گين به يك طبقه بر آن جا نهاده و آن را باب الرحمة خوانند و قفل نقره گين بر او نهاده باشد، و چون بر بام شدي دري ديگر است افكنده همچون در بامي هر دو روي آن در نقره گرفته. و بام خانه به چوب پوشيده است و همه پوشش را به ديبا در گرفته چنان كه چوب هيچ پيدا نيست و بر ديوار پيش خانه از بالاي چوب‌ها كتابه اي است زرين بر ديوار آن دوخته و نام سلطان مصر بر آن نوشته كه مكه گرفته و از دست خلفاي بني عباس بيرون برده و آن العزيز لدين الله بوده است. و چهار تخته نقره گين بزرگ ديگري است برابر يكديگر هم بر ديوار خانه دوخته به مسمارهاي نقره گين و برهر يك نام سلطاني از سلاطين مصر نوشته كه هر يك از ايشان به روزگار خود آن تخت‌ها فرستاده اند. و اندر ميان ستون‌ها سه قنديل نقره آويخته است و پشت خانه به رخام يماني پوشيده است كه همچون بلور است، و خانه را چهار روزن است به چهار گوشه و بر هر روزني از آن تخته اي آبگينه نهاده كه خانه بدان روشن است و باران فرو نيايد، و ناودان خانه از جانب شمال است بر ميانه. جاي و طول ناودان سه گز است و سرتاسر به زر نوشته است. و جامه اي كه خانه بدان پوشيده بود سپيده بود و به دو موضع طرازي را يك گز عرض و ميان هر دو طراز ده گز به تقريب و زير و بالا به همين قياس چنان كه به واسطه دو طراز علو خانه به سه قسمت بود هر يك به قياس ده گز. و بر چهار جانب جامه محراب هاي رنگين بافته‌اند و نقش كرده به زر رشته و پرداخته بر هر ديواري سه محراب يكي بزرگ در ميان و دو كوچك بر دو طبرف چنان كه بر چ=هار ديوار دوزاده محراب است. بر آن خانه برجانب شمال بيرون خانه ديواري ساخته‌اند مقدار يك گز و نيم و هر دو سر ديوار تا نزديك اركان خانه برده چنان كه اين ديوار مقوس است چون نصف دايره اي. و ميان جاي اين ديوار از ديوار خانه برده چنان كه اين ديوار مقوس است چون نصف دايره اي، و ميان جاي اين ديوار ا ز ديوار خانه مقدار پانزده گز دور است و ديوار و زمين اين موضع مرخم كرده‌اند به رخام ملون و منقش و اين موضع را حجر گويند و آن ناودان بام خانه در اين حجر ريزد و در زير ناودان تخته سنگي سبز نهاده است بر شكل محرابي كه آب ناودان بر آن افتد و آن سنگ چندان است كه مردي بر آن نماز تواند كردن، و مقام ابراهيم عليه السلام بر آن جاست و آن را در سنگي نهاده است و غلاف چهارسو كرده كه بالاي مردي باشد از چوب به عمل هرچه نيكوتر و طبل هاي نقره برآورده و آن غلاف را دو جانب به زنجيرها در سنگ هاي عظيم بسته و دو قفل بر آن زده تا كسي دست بدان نكند و ميان مقام و خانه سي ارش است. بير زمزم از خانه كعبه هم سوي مشرق است و برگوشه حجرالاسود است و ميان بير زمزم و خانه چهل و شش ارش است و بر فراخي چاه سه گز و نيم در سه گز و نيم است و آبش شوري دارد ليكن بتوان خورد، و سر چاه را حظيره كرده‌اند از تخته هاي رخام سپيد بالاي آن دو ارش، و چهار سوي خانه زمزم آخرها كرده‌اند كه آب در آن ريزند و مردم وضو سازند و زمين خانه زمزم را مشبك چوبي كرده‌اند تا آب كه مي‌ريزند فرو مي‌رود. و در اين خانه سوي مشرق است و برابر خانه زمزم هم از جانب مشرق خانه اي ديگر است مربع و گنبدي بر آن نهاده و آن را سقاية الحاج گويند. اندر آن جا خم هانهاده باشند كه حاجيان از آن جا آب خورند. و از اين سقاية الحاج سوي مشرق خانه اي ديگر است طولاني و سه گنبد بر سر آن نهاده است و آن را خزانةالزيت گويند. اندر او شمع و روغن و قناديل باشد. و گرد بر گرد خانه كعبه ستون‌ها فرو برده‌اند و بر سر هر دو ستون چوب‌ها افكنده و بر آن تكلفات كرده از نقارت و نقش و بر آن حلقه‌ها و قلاب‌ها آويخته تا به شب شمع‌ها و چراغ‌ها بر آن جا نهند و از آن آويزند و آن را مشاغل گويند. ميان ديوار خانه كعبه و اين مشاعل كه ذكر كرده شد صد و پنجاه گز باشد و آن طوافگاه است و جمله خانه‌ها كه در ساحت مسجدالحرام است بجز كعبه معظمه شرفها الله تعالي سه خانه است يكي خانه زمزم و ديگر خزانة الزيت. و اندر پوشش كه برگرد مسجد است پهلوي ديوار صندوق هاست از آن هر شهري از بلاد مغرب و مصر و شام و روم و عراقين و خراسان و ماوراءالنهر و غيره. و به چهارفرسنگي از مكه ناحيتي است از جانب شمال كه آن را برقه گويند امير مكه آن جا مي‌نشيند با لشكري كه او را باشد و آن جا آب روان و درختان است و آن ناحيتي است در مقدار دو فرسنگ طول و همين مقدار عرض. و من در اين سال از اول رجب به مكه مجاور بودم و رسم ايشان است كه مدام در ماه رجب هر روز در كعبه بگشايند بدان وقت كه آفتاب برآيد.
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد