بخش ۶۴ - عمره جعرانه

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۶۴ - عمره جعرانه

۳۵ بازديد

عمره جعرانه. به چهارفرسنگي مكه از جانب شمال جايي است آن را جعرانه گويند مصطفي صلي الله عليه و سلم آن جا بوده است با لشكري. شانزدهم ذي القعده از آن جا احرام گرفته است و به مكه آمده و عمره كرده. و آن جا دو چاه است يكي را بير الرسول گويند و يكي را بير علي بي ابي طالب صلوات الله عليهما و هر دو چاه را آب تمام خوش باشد و ميان هردو چاه ده گز باشد و آن سنت برجا دارند و بدان موسم آن عمره بكنند. و نزديك آن چاه‌ها كوه پاره اي است كه بدان موضع گودها در سنگ افتاده است همچو كاسه ها. گويند پيغمبر عليه الصلوة و السلام به دست خود در آن گود آرد سرشته است. خلق كه آن جا روند در آن گودها آرد سرشند با آب آن چاه ها، و همان جا درختان بسياري است هيزم بكنند و نان پزند و به تبرك به ولايت‌ها برند، و همان جا كوه پاره اي بلند است كه گويند بلال حبشي بر آن جا بانگ نماز گفته است. مردم بر آن جا روند و بانگ نماز گويند و در آن وقت كه من آن جا رفتم غلبه اي بود كه زيادت از هزار شتر عماري در آن جا بود تا به ديگر چه رسد و از مصر تا مكه بدين راه كه اين نوبت آمدم سيصد فرسنگ بود و از مكه تا يمن دوازده سنگ است در دو فرسنگ، در آن دشت مسجدي بوده است كه ابراهيم عليه السلام كرده است و اين ساعت منبري خواب از خشت مانده است و چون وقت نماز پيشين شود خطيب بر آن جا رود و خطبه جاري كند پس بانگ نماز بگويند و دو ركعت نماز به جماعت به رسم مسافران بكنند و همه در آن وقت قامتي نماز بگويند و دو ركعت ديگر نماز به جماعت بكنند. پس خطيب بر شتر نشيند و سوي مشرق بروند به يك فرسنگي آن جا كوهي خرد سنگين است كه آن را جبل الرحمة گويند بر آن جا بايستند و دعا كنند تا آن وقت كه آفتاب فرو رود. و پسر شاددل كه امير عدن بود آب آورده بود از جاي دور و مال بسيار بر آن خرج كرده و آب را از آن كوه آورده و به دشت عرفات برده و آن جا حوض‌ها ساخته كه در ايام حج پر آب كنند تا حاج را آب باشد. و هم اين شاددل بر سر جميل الرحمة چهارطاقي ساخته عظيم كه روز و شب عرفات بر گنبد آن خانه چراغ‌ها و شمع هاي بسيار نهند كه از دو فرسنگ بتوان ديد، چنين گفتند كه امير مكه از او هزار دينار بستيد كه اجازت داد تا آن خانه بساخت. 
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد