دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۰ ۳۴ بازديد
و به لحسا چندان خرما باشد كه ستوران را به خرما فربه كنند كه وقت باشد كه زيادت از هزار من به يك دينار بدهند، و چون از لحسا سوي شمال روند به هفت فرسنگي ناحيتي است كه آن را قطيف ميگويند و آن نيز شهري بزرگ است و نخيل بسيار دارد، واميري عرب به در لحسا رفته بود و يك سال آن جا نشسته و از آن چهار باره كه دارد يكي ستده و خيلي غارت كرد و چيزي به دست نداشته بود با ايشان و چون مرا بديد از روي نجوم پرسيد كه آيا من ميخواهم كه لحسا بگيرم توانم يا نه كه ايشان بي دينند. من هرچه مصلحت بود ميگفتم و نزديك من هم بدويان با اهل لحسا نزديك باشند به بي ديني كه آن جا كس باشد كه به يك سال آب بر دست نزند و اين معني كه تقرير كردم از سر بصيرت گفتم نه چيزي از اراجيف كه من نه ماه در ميان ايشان بودم به يك دفعه نه به تفاريق و شير كه نمي توانستم خورد و از هركجا آب خواستمي كه بخوردم شير بر من عرض كردندي و چون نستدمي و آب خواستمي گفتندي هركجا آب بيني آب طلب كني كه آن كس را باشد كه آب باشد وايشان همه عمر هرگز گرمابه نديده بودند و نه آب روان.
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد