قصيده شماره ۲۴

مشاور شركت بيمه پارسيان

قصيده شماره ۲۴

۳۳ بازديد


اي باز كرده چشم و دل خفته را ز خواب،
بشنو سال خوب و جوابي بده صواب:
بنگر به چشم دل كه دو چشم سرت هگرز
ديده‌است چشمه‌اي كه درو نيست هيچ آب
چشمه است و آب نيست، پس اين چشمه چون بود؟
اين نكته‌اي است طرفه و بي‌هيچ پيچ و تاب
گاهي پديد باشد و گاهي نهان شود
دادم نشاني‌اي به مثل همچو آفتاب


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد