قصيده شماره ۴۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

قصيده شماره ۴۷

۳۴ بازديد

 

نشنيده‌اي كه زير چناري كدو بني
بر رست و بردويد برو بر به روز بيست؟
پرسيد از آن چنار كه «تو چند ساله‌اي؟»
گفتا «دويست باشد و اكنون زيادتي است»
خنديد ازو كدو كه «من از تو به بيست روز
بر تر شدم بگو تو كه اين كاهلي ز چيست»
او را چنار گفت كه «امروز اي كدو
با تو مرا هنوز نه هنگام داوري است
فردا كه بر من و تو وزد باد مهرگان
آنگه شود پديد كه از ما دو مرد كيست»


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد