قصيده شماره ۸۴

مشاور شركت بيمه پارسيان

قصيده شماره ۸۴

۳۲ بازديد


اين دهر باشگونه چو بستيزد
شير ژيان به‌دام درآويزد
مرد دژ آگه آن بود و دانا
كز مكر او به وقت بپرهيزد
با آنك ازو جدا شود او فردا
امروز خود به طبع نياميزد
زين زال دور باش كه او دايم
چون گربه شوي جويد و برخيزد
از بهر چه دوي سپس جفتي
كو روز و شب همي ز تو بگريزد؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد