دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۰ ۳۴ بازديد
ز بند آز بجز عاقلان نرستهستند
دگر به تيغ طمع حلق خويش خستهستند
طمع ببر تو ز بيشي كه جمله بي طمعان
ز دست بند ستمگاره دهر جستهستند
گوزن و گور كه استام زر نميجويند
زقيد و بند و غل و برنشست رستهستند
و گر بر اسپ ستام است، لاجرم گردنش
چو بندگان ذليل و حقير بستهستند
پراپرند زطمع بازو، جغدكان بيرنج
نشستهاند ازيشان طمع گسستهستند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد