قصيده شماره ۸۸

مشاور شركت بيمه پارسيان

قصيده شماره ۸۸

۳۵ بازديد


وعدهٔ اين چرخ همه باد بود
وعده رطب كرد و فرستاد تود
باد شمر كار جهان را كه نيست
تار جهان را بجز از باد پود
دانا داند كه ندارد به طبع
آتش او جز كه ز بيداد دود
زود بيفگن ز دلت بند آز
تا شوي از بندگي آزاد زود
جان تو مايه است و تنت سود كرد
سود به مايه همي آباد بود
مايه نگه‌دار به دين و مخور
انده اين سود مپرساد سود
بس كه نوشتي و نويساد از آنچ
نيز چنين كس منويساد سود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد