قصيده شماره ۱۱۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

قصيده شماره ۱۱۷

۳۶ بازديد


كسي پر خانه دشتي ديد هرگز
نه ديوار و نه در بل پست و موجز؟
دو لشكر صف‌زده در خانه‌هاشان
پس هر لشكري يكي مجاهز
وزير و شاه و پيلان و سواران
ستاده بر طرف‌ها دو مبارز
پياده با سواران جمله بي‌جان
وزير و شاه بي‌فرمان و عاجز
به زخم و بند و كشتن گشته مشغول
نه آنجا گرد و خون و نه هزاهز
نه از خانه برون رفت آنكه بگريخت
نه خوني را ديت بايست هرگز


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد