دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۹ ۳۵ بازديد
جواني شد، او را فراموش كن
سر ناتواني در آگوش كن
تو را چند گه تن وشي پوش بود
كنون چند گه جانوشي پوش كن
اگر ديبهٔ جان همي بايدت
خرد تار و پود سخن هوش كن
ز ناديدني چشمها كور ساز
ز بيهودهها گوش مدهوش كن
به دل باش بيدار و خفته به چشم
بشو خويشتن ضد خرگوش كن
ز گفتار خير و به ديدار حق
زبان عسكر و چشمها شوش كن
ز چهرت بخوان آنچه يزدان نبشت
نبشت شياطين فراموش كن
ز حكمت خورش جوي مرجانت را
دلت معده ساز و دهن گوش كن
ز دين حكمت آموز و بقراط را
به اندك سخن گنگ و خاموش كن
خلالوش جويان دين بيهشاند
تو بيهوش را در خلالوش كن
اگر نوش تو زهر كرد اين فلك
به دانش تو زهر فلك نوش كن
وگر دوشت از تو به غفلت بجست
بكوش و ز امشب يكي دوش كن
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد