قصيده شماره ۲۰۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

قصيده شماره ۲۰۷

۳۴ بازديد


ايا گشته غره به مكر زمانه
ز مكرش به دل گشتي آگاه يا نه
يگانهٔ زمانه شدي تو وليكن
نشد هيچ كس را زمانه يگانه
زمانه بسي پند دادت، وليكن
تو مي در نيابي زبان زمانه
نبيني همي خويشتن را نشسته
غريب و سپنجي به خانهٔ كسانه
بگفتند كاين خانه مر بوفلان را
به ميراث ماند از فلان و فلانه
تو را گر همي پند خواهي گرفتن
زبان فلان و فلانه است خانه
چو خانه بماند و برفتند ايشان
نخواهي تو ماندن همي جاودانه
نخواهد همي ماند با باد مرگي
بدين خرمن اندر نه كاه و نه دانه
پدرت و برادرت و فرزند مادر
شده‌ستند ناچيز و گشته فسانه
تو پنجاه سال از پس عمر ايشان
فسانه شنودي و خوردي رسانه
در اين ره گذر چند خواهي نشستن؟
چرا برنخيزي، چه ماندت بهانه؟
دويدي بسي از پس آرزوها
به روز جواني چو گاو جوانه
كشان دامن اندر ده و كوي و برزن
زنان دست بر شعرها و زمانه
چه لافي كه من يك چمانه بخوردم؟
چه فضل است پس مر تو را بر چمانه؟
به شهر تو گرچه گران است آهن
نشائي تو بي‌بند و بي‌زاو لانه
كنون پارسائي همي كرد خواهي
چو ماندي به سان خري پير و لانه
چگونه شود پارسا، مرد جاهل؟
همي خيره گربه كني تو به شانه
چو دانش نداري تو، در پارسائي
به سان لگامي بوي بي‌دهانه
بس است اين كه گفتمت، كافزون نخواهد
چو تازي بود اسپ يك تازيانه
به هنگام آموختن فتنه بودي
تو ديوانه‌سر بر ترنگ چغانه
چو خر بي‌خرد زاني اكنون كه آنگه
به مزد دبستان خريدي لكانه
كنون لاجرم چون سخن گفت بايد
بماند تو را چشم بر آسمانه
بداني چو درماني آنگه كز آنجا
نه بربط رهاند تو را نه ترانه
بياموز اگر پارسا بود خواهي
مكن ديو را جان خويش آشيانه
به دانش گراي و در اين روز پيري
برون افگن از سر خمار شبانه
بباشي، اگر دل به دانش نشاني
به اندك زماني، به دانش نشانه
به دانش بيلفنج نيكي كز اينجا
نيايند با تو نه خانه نه مانه
خداي از تو طاعت به دانش پذيرد
مبر پيش او طاعت جاهلانه
گر از سوختن‌رست خواهي همي شو
به آموختن سر بنه بر ستانه
كرانه كن از كار دنيا، كه دنيا
يكي ژرف درياست بس بي‌كرانه
گمان كسي را وفا نايد از وي
حكيمان بسي كرده‌اند اين گمانه
چو نيك و بدش نيست باقي چه باشي
به نيك و بدش غمگن و شادمانه؟
جهان خانهٔ راستان نيست، راهت
بگردان سوي خانهٔ راستانه
تو را خانه دين است و دانش، درون شو
بدان خانه و سخت كن در به فانه
مكن كاهلي بيشتر زين كه ناگه
زمانه برون گيردت زين ميانه
سخن‌هاي حجت به عقل است سخته
مگردان ترازوي او را زبانه


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد