دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۸ ۳۳ بازديد
آنچهت بكار نيست چرا جوئي؟
وانچهت ازو گريز چرا گوئي؟
به روئي ار به روي كسي آري
بيشك به رويت آيد بيروئي
خوش خوش از جهان و جوانمردي
پيش آر و پيش مار خوي نوئي
بدخو عقاب كوته عمر آمد
كرگس دراز عمر ز خوش خوئي
اين زال شويكش چتو بس ديده است
از وي بشوي دست زناشوئي
بنده مشو ز بهر فزوني را
آن را كه همچو اوئي و به زوئي
گر دانشت به مال به دست آمد
پس مال مي به دانش چون جوئي؟
چون ميفروشي آنچه خريدهستي؟
خوني ز خون ز بهر چه ميشوئي؟
جان را به علم پوش چو پوشيدي
تن رابه ششتري و به كاكوئي
روشن روانت گنه ز بيعلمي
تيره تنت چو مشك به خوشبوئي
پوينده اين جهان و فروزندي
او را از اين قبل به تگاپوئي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد