قصيده شماره ۲۸۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

قصيده شماره ۲۸۱

۳۵ بازديد


تا كي از آرزوي جاه و خطر
به در شاه و زي امير شوي؟
دشمن من شدي بدانكه چو من
حاضر آيم تو مي حسير شوي
جهد آموختن ببايد كرد
گرت بايد كه بي‌نظير شوي
كه نميرند جمله باخطران
تا تو، اي بي‌خطر، خطير شوي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد