شماره ۱ - در صفت بهار و مدح ابوالحسن

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۱ - در صفت بهار و مدح ابوالحسن

۳۶ بازديد


نوبهار آمد و آورد گل و ياسمنا
باغ همچون تبت و راغ بسان عدنا
آسمان خيمه زد از بيرم و ديباي كبود
ميخ آن خيمه ستاك سمن و نسترنا
بوستان گويي بتخانهٔ فرخار شده‌ست
مرغكان چون شمن و گلبنكان چون وثنا
بر كف پاي شمن بوسه بداده وثنش
كي وثن بوسه دهد بر كف پاي شمنا
كبك ناقوس‌زن و شارك سنتورزنست
فاخته ناي‌زن و بط شده طنبورزنا
پردهٔ راست زند نارو بر شاخ چنار
پردهٔ باده زند قمري بر نارونا
كبك پوشيده به تن پيرهن خز كبود
كرده با قير مسلسل دو بر پيرهنا
پوپوك پيكي، نامه زده اندر سر خويش
نامه گه باز كند، گه شكند بر شكنا
فاخته راست بكردار يكي لعبگرست
در فكنده به گلو حلقهٔ مشكين رسنا
از فروغ گل اگر اهرمن آيد بر تو
از پري بازنداني دو رخ اهرمنا
نرگس تازه چو چاه ذقني شد به مثل
گر بود چاه ز دينار و ز نقره ذقنا
چونكه زرين قدحي بر كف سيمين صنمي
يا درخشنده چراغي به ميان پرنا
وان گل نار بكردار كفي شبرم سرخ
بسته اندر بن او لختي مشك ختنا
سمن سرخ بسان دو لب طوطي نر
كه زبانش بود از زر زده در دهنا
وان گل سوسن مانندهٔ جامي ز لبن
ريخته معصفر سوده ميان لبنا
ارغوان بر طرف شاخ تو پنداري راست
مرغكانند عقيقين زده بر بابزنا
لاله چون مريخ اندر شده لختي به كسوف
گل دوروي چو بر ماه سهيل يمنا
چون دواتي بسدينست خراساني‌وار
باز كرده سر او، لاله به طرف چمنا
ثوب عتابي گشته سلب قوس قزح
سندس رومي گشته سلب ياسمنا
سال امسالين نوروز طربنا كترست
پار وپيرار همي‌ديدم، اندوهگنا
اين طربناكي و چالاكي او هست كنون
از موافق شدن دولت با بوالحسنا


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد