دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۵ ۳۴ بازديد
غرابا مزن بيشتر زين نعيقا
كه مهجور كردي مرا ازعشيقا
نعيق تو بسيار و ما را عشيقي
نبايد به يك دوست چندين نعيقا
ايا رسم و اطلال معشوق وافي
شدي زير سنگ زمانه سحيقا
عنيزه برفت از تو و كرد منزل
به مقراط و سقط اللوي و عقيقا
خوشا منزلا، خرما جايگاها
كه آنجاست آن سرو بالا رفيقا
بود سرو در باغ و دارد بت من
همي بر سر سرو باغي انيقا
ايا لهف نفسي كه اين عشق بامن
چنين خانگي گشت و چونين عتيقا
ز خواب هوي گشت بيدار هركس
نخواهم شدن من ز خوابش مفيقا
بدان شب كه معشوق من مرتحل شد
دلي داشتم ناصبور و قليقا
فلك چون بيابان و مه چون مسافر
منازل: منازل، مجره: طريقا
بريدم بدان كشتي كوهلنگر
مكاني بعيد و فلاتي سحيقا
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد