شماره ۷۰ - در وصف بهار و مدح ابو حرب بختيار محمد

۳۳ بازديد


نوروز، روزگار مجدد كند همي
وز باغ خويش باغ ارم رد كند همي

نرگس ميان باغ تو گويي درمز نيست
اوراق عشرهاي مجلد كند همي

در لاله‌زار، لالهٔ نعمان سرخ روي
خالي ز مشك و غاليه بر خد كند همي

وان نسترن چو ناف بلورين دلبري
كوناف را ميانه پر از ند كند همي

وان برگهاي بيد تو گويي كسي به قصد
پيكانهاي پهن زبرجد كند همي

ضرابوار شاخ گل زرد هر شبي
دينارهاي گرد مجدد كند همي

از بهر آنكه زلف معقد نكو بود
سنبل به باغ زلف معقد كند همي

وز بهر آنكه روي بود سرخ خوبتر
گلنار روي خويش مورد كند همي

خور باز مجمري بفروزد برآسمان
گويي كه زر به تيغ مهند كند همي

ابر گلاب‌ريز همي بر گلابدان
برروي گل گلاب مصعد كند همي

ابر بهار باز كند مطرد سياه
هر گه كه روي خويش به راود كند همي

بي عود، باد، عود مثلث كند همي
بي‌تاب آب درع مزرد كند همي

باغ طري ستبرق رومي كند همي
بربر همي قلاده ز فرقد كند همي

بر سر عصابهٔ زر رومي كند همي
دربر لباده‌اي ز زبرجد كند همي

سوسن سرين ز بيرم كحلي كند همي
نسرين دهان ز در منضد كند همي

لاله دل از فتيلهٔ عنبر كند همي
خيري رخ از صحيفهٔ عسجد كند همي

باد بزين صناعت ماني كند همي
مرغ حزين روايت معبد كند همي

بلبل گلو گشاده سحرگاه بر درخت
گويي ثناي مير مؤيد كند همي

بوحرب بختيار محمد، كه راي او
اركانهاي ملك مؤكد كند همي

طوبي بر آن قلم كه به عنوان نامه‌بر
بوحرب بختيار محمد كند همي

گر هيچ مير عمر مؤبد كند به فضل
اين مير عمر خويش مؤبد كند همي

ور هيچ خلق سعد كند طالع كسي
او طالع كريمان اسعد كند همي

بي‌ابر، فعل ابر بهاري كند همي
بي‌تيغ، كار تيغ مجرد كند همي

راي موافق و نيت و اعتقاد او
عالم بسان خلد مخلد كند همي

كردارهٔ سليمترين با عدوي خويش
آنست كاين سليم مسهد كند همي

اقبال كار مرد به راي مسدد است
او راي كارهاي مسدد كند همي

برش قلاده‌ايست كه هر خرد و هر بزرگ
گردن بدان قلاده مقلد كند همي

بر هر كسي لطف كند و لطف بيشتر
بر احمد بن قوص بن احمد كند همي

چونانش همتيست رفيع و فراشته
كز فرق هر دو فرقد، مرقد كند همي

با چاكران خويش و جز از چاكران خويش
احسان بي‌نهايت و بي‌حد كند همي

اين عادتش طبيعي وجودش جبلي است
هرعادتي نه مرد مسعد كند همي

كان اختيار كار نيايد كه بنده كرد
اين اختيار مير محمد كند همي

تا باد مشكبيز به ارديبهشت ماه
عالم چو عارض بت امرد كند همي

بر پاي باد دولت مير بزرگوار
كوپاي حادثات مقيد كند همي

زو قوت و سيادت و سودد مباد دور
كوقوت و سيادت و سودد كند همي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد