غزل شماره ۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۲

۳۴ بازديد


اي كه پنداري كه نبود حشمت و جاهي ترا
هست شرق و غرب عالم ماه تا ماهي ترا
از پيش تا چند گردي كو بكو و در بدر
رو بخويش آور كه هست از خود باو راهي ترا
گام نه اول بره پس از خود اي سالك بره
زان نهٔ آگه كه از خود هست آگاهي ترا
گر خدا خواهي تو خود خواهي بنه در گوشه اي
تا كه خود خواهي شود عين خدا خواهي ترا
جام جم خواهي بيا از خود ز خود بيخود طلب
بهر دارا ساختند آئينهٔ شاهي ترا
خوشه اي از خرمنش اسرار اگر داري طمع
اشك بايد ژاله سان و چهرهٔ كاهي ترا


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد