غزل شماره ۸

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۸

۳۱ بازديد


اي نام خوش تو بر زبان ها
وي ياد تو زينت بيانها
از مهر رخت چو  ذره هستند
در رقص و سماع آسمانها
مرغان ترانه سنج خوانند
وصف رخ تو به بوستانها
اندر ره عشق بي سرانجام
درياهائي است بيكرانها
اي دل بشتاب زانكه رفتند
زين كاخ مجاز  كاروانها
از سروري جهان گذر كن
در باطن خود ببين جهانها
سردهنت نيافت اسرار
هر قدر شدش عيان نهانها


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد