دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۴ ۳۳ بازديد
فتادهايم ز غم روزگار درگرداب
بيار ساقي گلچهره كشتي مي ناب
شراب ناب بياب و بتاب روز جهان
كه هست نزد خردمند اين جهان چو سراب
اگرنه كار فلك كجروي است داده چرا
بديده هر شبه بيدار وي به بختم خواب
بجز طراوت رويت نديدهام در گل
بجز حديث تو نشنيدهام ز چنگ و رباب
ز بيم غير بسويش نميتوان نگريست
ز ديده اشك فشانم كه بينمش در آب
نه عيب او است رقيبش ببين كه در قرآن
قرين آيهٔ رحمت بود و عيد عذاب
بيا بگو كه جز اسرار زان لب ميگون
كه از مشاهده باده بوده مست و خراب
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد