غزل شماره ۵۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۵۷

۳۴ بازديد


شبي دارم دراز و تيره همچون تار گيسويت
دلي دارم پريشان همچو موي عنبرين بويت
ز مژگان خارها درجويبار ديدگان بستم
كه ماندلخت دل وزصاف اشك آبي زنم كويت
دل ديوانهام ملك ملامت را مسخّر كرد
طريق مملكت گيري دلم آموخت ز ابرويت
شميم مُشك تا تاري چه باشد پيش آن كاكل
عبير و عنبر سارا كجا و زلف جادويت
ز تار موي شبرنگت نموده تيره روز ما
بفرما تا برافروزد فروغي شعلهٔ رويت
دل افسرده اي اسرار زين زهد ريا دارد
چه شد آن برق عالمسوز عشق آتشين خويت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد