دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۴ ۳۴ بازديد
جام جم مظهر اعظم دل درويشان است
نخبهٔ جملهٔ عالم دل درويشان است
طاعت و زهد ريائي همه بيحاصلي است
بجز از عشق كه او حاصل درويشان است
نقد عالم همه قلب است ولي نقد صحيح
كيمياي نظر كامل درويشان است
بي نياز از دو جهان زندهٔ جاويد شود
هر كه از فقر و فنا بسمل درويشان است
رجعت آل چو قائم به فنا در آل است
جذب اين سلسله بر كاهل درويشان است
بگذر از مرحله ريب و ريا اي سالك
رو بصدق آر كه سر منزل درويشان است
آن مغاكي كه بود كوي خموشان نامش
داني البته كه او محفل درويشان است
آتش آن نيست كه در وادي ايمن زدهاند
آتش آنست كه اندر دل درويشان است
بايد اسرار گهر سفت و دُرر ّبهر نثار
كه نه هر سنگ و گلي قابل درويشانست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد