دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۴ ۳۵ بازديد
مستانه بيرون تاخته تا عقل و دين يغما كند
با چشم جادو ساخته تا عالمي شيدا كند
بربسته مژگان تو صف تا عالمي سازد تلف
دل ميبرد از هر طرف چشم تو وحاشا كند
غارت كند از يك نگه دين و دل آن چشم سيه
قتل اسيران بي گنه آن شوخ بي پروا كند
گه كشته خواهد عالمي گه زنده ميسازد همي
احيا چو عيسي هردمي زان لعل شكر خواكند
خواهي نمائي معجزت زان آستين بنما كفت
كان با كسان موسي صفت كار يد و بيضا كند
هركو ز عشق گلرخان گيرد متاعي در جهان
دنيا و دين و نقد و جان در كار اين كالا كند
يك جاغم و دردحبيب يكسوجفاهاي رقيب
اسرار خوكن با شكيب تا غم چه هابا ماكند
ديده را آينهٔ روي شهي بايد كرد
سينه را جلوه گه مهر و مهي بايد كرد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد