غزل شماره ۱۱۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۱۱

۳۴ بازديد


افسردگانيم از باده كوشط
تا دروي افتيم غلتيم چون بط
غم لشگر انگيزد وران بلاخيز
كو جام و ساقي كو عود و بربط
آفاق ديدم انفس رسيدم
من ذايدانيه ما شفته قط
صدچون سروشش حلقه بگوشش
ناخوانده او لوح ننوشته او خط
جانان و جانم جان و روانم
ني بلكه اعلق ني بلكه اربط
جنات و انهار باوصل دلدار
آن غبن افحش وين ربح اغبط
اسرار جز نام في وان دلارام
آغاز و انجام هم بلكه اوسط


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد