دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۳ ۳۳ بازديد
شمع رويش چو برافروخت ببزم ابداع
همچو انجام در آغاز يكي داشت شعاع
تافت بر طلعت ساقي پس از آن برباده
آمدي مجلسيان را بنظر اين اوضاع
جلوه يكتا و مجالي بودش گوناگون
هست در عين تفرد به هزاران انواع
نبود بيش ز يك پرده نواي عشاق
بر مخالف ره اين راست نيايد بسماع
نور و نار و گل و خار از ره هستي است يكي
بشنو اين كان سخنان دگر آرند صداع
فتنهها آمده از سر ميانت بميان
از ميان پرده برانداز و برانداز نزاع
اين جهان چيست كه كس زهدبورزداروي
بس كساد است ببازار تو اينگونه متاع
اي كه جوئي در دلدار بيا بر در دل
وي كه پوئي ره اسرار بكن خويش وداع
اي كه جوئي در دلدار بيا بر در دل
وي كه پوئي ره اسرار بكن خويش وداع
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد