غزل شماره ۱۲۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۲۹

۳۸ بازديد


علي صدغ ليلي تهب النسيم
از اين غصه دل اوفتاده دو نيم
هر آنكس كه چشم ترا ديد و گفت
الا ان هذا لسحر عظيم
رقيبش بما بر سر خشم بود
قنا ربنا ذالعذاب الاليم
بهاران شد و ميدمد گل ز شاخ
فدعني و كاساً رحيقاً نديم
چو مردم بخاكم فشانيد مي
ليحيي المرام العظام الرميم
فتاده است اسرار شورم بسر
بذكري لسملي و عهد قديم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد