دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۳ ۳۶ بازديد
ز اشك و آه اندر بوتهٔ تصعيد و تقطيرم
اگر باورنداري بين ز اشك سرخ اكسيرم
مشو سرپيچ چون زلف شب آسايت حذر فرما
ز افغان سحرگاه وزدود آه شبگيرم
بشارت اي گروه كودكان ديوانهٔ آمد
حذر اي معشر فرزانگان بگسيخت زنجيرم
هواي عشقبازي با جوانانم دگر نبود
برآنم تا بيابم پيري و در پاي او ميرم
نه پير سالخورد از گردش اين كهنه زال چرخ
جوان رائي كه گيرم دامنش طفلي ز سر گيرم
غرض كز عشق خوبان نبودم اسرار دل خالي
گهي عشق جوانان دارم و گه عاشق پيرم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد