دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۳ ۳۲ بازديد
زور و زر ننگرد او عجز و سكون آورديم
نخرد علم و خرد رو بجنون آورديم
يار يكرنگي و دلخواست از آن اينهمه رنگ
گاه از ديده گه ازچهره برون آورديم
نامد اندر خور سلطان غمت كشور عقل
رو از اين خطه سوي ملك جنون آورديم
گرچه دردي كش گردون شدمي روز نخست
حاليا شور تو از چرخ فزون آورديم
پر دلي بين كه باين نوسفري در ره دوست
رو در آغاز باين دجلهٔ خون آورديم
آخر آن آهوي وحشي نشدي رام بما
با همه رنج كه برديم و فسون آورديم
شيئي للّه زدم اسرار بهر درنگشود
عاقبت روي طلب سوي درون آورديم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد