غزل شماره ۱۴۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۴۰

۳۳ بازديد


آنكه شيران را كشيدي در شطن
وانكه پيلان را نشاندي در عطن
وانكه جاكردي بفرق فرقدين
بلكه بالاتر ز فرقد يا پرن
ني همين اقليم ظاهر راشه است
هست مير ما ظهر مع ما بطن
ني همين مهرجهان را صورت است
ملك معني را بود پرتوفكن
خاتم الملك سمي الخاتم
قلبه مرآت ذات ذي المنن
الذي خير القرون قرنه
قرن ذي القرنين و الويس قرن
شاهدان كاورده تاريخ جلوس
عهده خير قرون كلك من
چون نهد در رزمگه پاخصم را
در بناي هستي افتد بومهن
در خراسان يك شرر قهرش كنند
مرغزاران هري شد مرغزن
چارمين شاه است از قاجار كو
علت غائي بود زان چار تن
شد چهل سال و نگفت اسرار مدح
ليك حسن شه بود پيمان شكن


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد