دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۳ ۳۴ بازديد
راه عشق است و بهرگام دوصد جان بگرو
عشق سريست نهاني به دراز گفت و شنو
كي شود اين دل بي حاصل ما طعمه عشق
بر اين مرغ هما خرمني از جان بدو جو
بسكه نزديك بود شارع مقصد دور است
تا يكي اي دل ديوانه بهر سو تك و دو
اين همه عكس كه آغازي وانجامش نيست
از فروغ رخ آن مهر بود يك پرتو
در بر ماه ببين آينه و آب جدار
كه چسان خود متفنن شود از يك خورضو
گوشه ابروئي از گوشهٔ برقع بنمود
آسمان را كه همي چرخ زنان شد در دور
درد نوشان سماوي ترا آمده جام
كه بود باز از اين فخر دهان مه نو
مي خور اسرار و از اين خواب گران شو بيدار
حاصل عمر خود اندوز كه شد وقت درو
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد