دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۳ ۳۴ بازديد
از مژه گرچشم مستت دست در خنجر زده
نيست بد مستي عجب زان مست كان ساغر زده
برزده آن آتش طلعت بفردوس نعيم
طاق ابروحسنش از خورشيد بالاتر زده
ابروي او آبروي ماه نو را ريخته
شمع از آزرم رويش خويش بر آذر زده
خط بطلان زان قد چون نيشكر كلك قدر
برالفهاي قد سيمين بران يكسر زده
اي بت چين تير مژگانت خطا هرگز نرفت
چون خور آسان گرچه در هر لحظه نيرت پرزده
مشت خاكي را نباشد دلربائي اينهمه
كيست اين يارب ز روي گلرخان سر بر زده
آنهمه غوغا كه در محشر شود نبود عجب
شورش از سوداي زلفش در سر محشر زده
در فلك خرگاه مهر از ماه بالاتر زنند
وين هلال ابرويش از مهر و مه برتر زده
طوطي گوياي اسرارم شكرريزي كند
گوئي از نوش لبت منقار در شكر زده
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد