غزل شماره ۱۶۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۶۲

۳۷ بازديد


صبا برگو بآن شيرين كه گاهي
چه باشد گر كني برمانگاهي
اگر بر ما گدايان رحمت آري
تو كاندر كشور دل پادشاهي
مدام از عمر برخوردار باشي
اجب ربي رجائي يا الهي
جفا از حد مبر جانا كه ترسم
بسوزانم دو عالم را به آهي
ز بيم مدعي تا چند و تا كي
رود دلبر به راهي من براهي
ره دل زد بصورت خوش بياني
دهد چشمش بدين معني گواهي
خدا را زان بت خونخوار پرسيد
كه اسرار حزين دارد گناهي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد