غزل شماره ۱۶۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۶۵

۳۳ بازديد


خاك در تو ما را به ز آب زندگاني
در سر هواي سرورت عمريست جاوداني
هر درد و غم كه داري خواهم بجان كه باشد
دردازتوعافيت ها غم از تو شادماني
دست شكستگان گير اي صاحب مروت
فرياد خستگان رس اي آنكه ميتواني
نبود پناه ما را جز خاك آستانت
رو بر دركه آريم گر از درت براني
آن بخت كو كه باشم چون بندگانت بخدمت
وان شاه حسن باشد بر تخت حكمراني
گر تند باد غم داد گلزار عمر بر باد
يا رب نبيند آسيب آن تازه ارغواني
تركان چشم مستت غارتگر دل و دين
باشد كرشمهٔ هايت آفات آسماني
اين كاروان آهم از كعبه دل آيند
لعل سرشك اسرار آورده ارمغاني


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد