غزل شماره ۱۷۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۷۱

۳۶ بازديد


عشق است حيات جاوداني
‌‌ سرمايهٔ عيش و كامراني
گر عشق نبود خود نبودي
‌‌ هرگز نه زمين نه آسماني
پيرايهٔ عشق اگر نيستي
‌‌ كي داشت عروس حسن آني
از عشق گرفت زينت و زيب
‌‌ اوراق كتاب كن فكاني
عشق است مدار قاب قوسين
‌‌ عشق است مقام من رآني
هم بود ز عشق آنكه دم زد
‌‌ از سبحان عظيم شأني
خورشيد سپهر عشق ساري است
‌‌ نورش بذراري جهاني
از عشق گرفت بال و پرواز
اين بيضه مرغ لامكاني
حالي نبود ز عشق اسرار
هر عين نهاني وعياني


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد