غزل شماره ۱۷۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۷۷

۳۵ بازديد


نبود چو ماه روي تو تابنده اختري
نامد مثال لعل تو رخشنده گوهري
از خيل آن و حسن كشي بر سرم سپاه
بر يك تني كه ديده شبيخون لشگري
صد آفرين بصنع جهان آفرين كه او
جا داده صد جهان ملاحت بپيكري
گلزار خلد را شكند عطر خاطرم
چون ياد آورم سر زلف معنبري
ديدم نگار را شده با غير همنشين
اي كاشكي به پهلوي من بود خنجري
عمر دوباره يابم و بيشك جوان شوم
از دست دوست نوشم اگر يك دوساغري
اسرار طوطي است شكر خاء نطق او
او را چه حاجت است بشهدي و شكري


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد