دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۲ ۳۵ بازديد
شب را به زير سرخ پر خويش ميكشم
در من هراس نيست ز سرديّ و تيرگي
من از سپيدههاي دروغين مشوّشم »
(كسرايي)
ما مرغ آتشيم
ما مرغ آتشيم
در ما هراس نيست ز سرديّ و تيرگي
ما از سپيدههاي دروغين گذشتهايم.
ما مرغ آتشيم
با بال شعلههاي فروزان انقلاب
چون آتشينعقاب
تا قلههاي سركش اوج زمانهها
تا بيكرانهها –
پرواز ميكنيم.
ما مرغ آتشيم
ما آشيان خويش
در بيكران سبز پهن دشت آسمان
بر شاخسار جنگل خورشيد مينهيم.
ما مرغ آتشيم
ما در پيام خويش
با بال شعلهپرور موج ترانهها
از شاخسار جنگل خورشيد بر زمين
بهر زمينيان
بهر زمينيانِ فسونگشتهٔ اسير –
در بند روسپيِّ سيهكار شهر شب
پرواز ميكنيم
واندر مسير خويش
صد نردبان نور
چون كهكشان به جانب خورشيد ميكشيم.
ما مرغ آتشيم
در ما هراس نيست ز سرديّ و تيرگي
ما از سپيدههاي دروغين گذشتهايم.
كابل، آذر ۱۳٦۳
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد