هشدار

مشاور شركت بيمه پارسيان

هشدار

۲۹ بازديد


دنياي سال‌خورده جواني ز سر گرفت
گيتي هزار بار نكوتر ز پار شد
گلشن دوباره جامهٔ افسردگي دريد
گل‌ها شكفت و سبزه دميد و بهار شد

اي شاخهٔ اميد چرا خشك و بي‌بري ؟

آهنگ ذوق‌پرور رامـشگرانِ باغ
زيبا‌ترانه‌اي است به شوريدگان عشق
رقص نسيم و بزم گل و ساز آبشار
دامن زند به آتش ديوانگان عشق

تنها تويي دلا كه به انديشه اندري 

گه داغ سينهٔ  شرراندوز لاله را
داني تو شرح سوزش دل‌هاي دردخيز
گـه قطره‌هاي شبنم و اوراق خشك بـاغ
خواني شكست رنگ من و اشك گرم‌ريز

آخر تو تا كجا دل من درد پروري ؟!

برخيز و ريز طرح نوايي جهان‌گـداز
با تير ناله سينهٔ ديـو زمـان بـدوز!
فريـاد چـرخـ‌تـاز كش و آه شعله‌بـار
سامان سردي دل افسردگان بسوز!

در گرمي نوا به چمن از كه كمتري؟

مستي كن و فغان كش و هنگامه‌ها بساز
اثبات هستـيي كـن  و ايـجـاد آرزو
در پـرتـو چـراغ گـل و نـور مـاهتاب
در بـرگ‌هاي بـاغ كـن آهنگ جست‌و‌جو

شايد به راز معرفت دهر پي بري.

آن‌گـه بـه خـار كيفيت گـل نظـاره كن
در موج‌هاي گريهٔ غم خنده‌هـا نگر
در روح بـنـدگـان خـود آگاه رنجبر
نيروي جـلوه‌پرور نور خدا نگر

هُش كن! به اين‌قبيله جز اين‌گونه ننگري!

كابل، فروردين  ۱۳۳۷


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد