دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۲ ۳۶ بازديد
درين دامگاه عجيب و غريب
كه هر صيد را بود دامي نصيب
همايون به چنگ همايان فتاد
وزان دولت و رفعتش شد زياد
ولي آن گروه مدارا مدار
كه با نقديك گنجشان بود كار
علاجي نكردند تلبيس را
به ابليس دادند بلقيس را
درين خانه نه رواق دو در
كه ديده ز يك مادر و يك پدر
دو خواهر يكي همسرش سروري
رفيع آستاني بلند افسري
يكي در سرش سايهٔ ناكسي
كه سگ را ازو عار آيد بسي
دو داماد در سلك يك خاندان
يكي كامران و يكي خر چران
ازين هر كه زايد بود جد وي
جهان داوري مثل دارا و كي
وزان هرچه زايد بود نقد قلب
زاب تا به صد پشت كلب ابن كلب
از آن قيمتي گوهر پاك حيف
وزان در كه افتاده در خاك حيف
به باد اي فلك برده آن خاك را
جدا كن ز هم پاك و ناپاك را
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد