دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۲ ۳۷ بازديد
تا هست جهان به كام خان باد
خان كامستان و كامران باد
تا هست زمانهٔ آن يگانه
سر خيل اعاظم زمان باد
هر بندهٔ بارگه نشينش
در مرتبهٔ باد شه نشان باد
خشت ته فرش آستانش
بر تارك هفتم آسمان باد
ماواي هماي دولت او
بالاتر از اين نه آشيان باد
ذاتش كه يگانهٔ زمانه است
ز آفات زمانه در امان باد
دستش كه هميشه تاجبخش است
افسر نه فرق فرقدان باد
اقبال كه مطلقالعنان است
با او همهوقت همعنان باد
نصرت ز پي عساكر او
پيوسته چو بيروان روان باد
فتحش به ملازمت شب و روز
در سلسلهٔ ملازمان باد
هر فتح كه رخ نمايد از خان
فتحي دگر از قفاي آن باد
از خيل غنيم او غنيمت
در لشگر وي جهان جهان باد
خصمش كه ز عمر ميكشد رنج
منت كش مرگ ناگهان باد
امروز چو شاه محتشم اوست
لطفيش به محتشم نهان باد
او باقي و دولتش مقارن
بادولت صاحب الزمان باد
اين نظم بديهه چون دعائيست
معروض به خان نكتهدان باد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد