قصيده شماره ۵۶ - در مدح شاهزاده شهيد سلطان حمزه ميرزا

۳۵ بازديد


رايت فتح جديد گفت شه كامران
داور نصرت قرين خسرو صاحبقران
حمزهٔ ثاني كه كرد صيت جهانگيريش
گام خبرها سبك گوش فلكها گران
مژدهٔ اقبال او شد متحرك جناح
پيش رو صد هزار مرغ بشارت رسان
دهر به يكدم چنان شد متغير كه گشت
ظلم مبدل به عدل فتنه به امن و امان
كشتي عالم كه داشت صد خطر اندر قفا
او به كارش رساند يك نفس اندر ميان
شخص اجل آنچه داشت در پس دندان صبر
گفت با اعداي خويش او به زبان سنان
روز مصافش چو خصم در جدل و انقياد
كرد به خود مشورت با دل و جان طپان
حوصله يك بار اگر گفت بگو القتال
واهمه صد بار بيش گفت بگو الامان
وقت فرس تاختن ميفكند بر زمين
زلزله انگيزيش غلغله در آسمان
مي‌برد از اژدها افعي رمحش سبق
مي‌دهد از ذوالفقار شعلهٔ تيغش نشان
چون كشش شست او پشت كمان خم كند
جان ز جسد رم كند تير همان در كمان
لنگر صبر و سكون بگسلد از اضطراب
گوي زمين در كفش بيند اگر صولجان
روز مصافش كند حلقهٔ زه گير را
كوچهٔ راه گريز پيل بزرگ استخوان
خصم به قدر الم گر بخروشد شود
پنبه گوش فلك نقطهٔ غين فغان
شوق بلند آرزو تا به جنابش رسد
خواسته از نه فلك آلت يك نردبان
دور دو شه در ميان گشت به او منتقل
با دو جهان عدل و داد دولت طهماسب خان
شاه قزلباش اگر راه فدائي دهد
گرد سرش پر زند روح قزل ارسلان
تا كرم و عدل او نوبت شهرت زدند
سخرهٔ عالم شدند حاتم و نوشيروان
روز كم احسانيش نشئه دريا دلي
گرد برآرد ز بحر دود برآرد ز كان
اي مترشح سحاب كز تو و دوران تو
ملك جهان خرم است خلق جهان شادمان
آن چه تو كردي نبود مدركه را در خيال
بلكه گذر هم نداشت واهمه را در گمان
تا به ميان آمدي با سپه عدل و داد
ظلم سپاهي نهاد پا ز ميان بر كران
رخنه گر ملك را زود كشيدي به خاك
ورنه كجا مي‌گذاشت خاك درين خاكدان
نقش حيل را بر آب فايده‌هائي كه كرد
روبه كج باز رنگ پنجهٔ شير ژيان
تيغ تو داسيست تيز كز مدد موج خون
از رخ خصم خجل مي درود زعفران
كين تو صد خانه داد بيش به باد فنا
خوش اثر نيك داد كينهٔ اين خاندان
ظل تو عالم گرفت گرچه نيفتد به خاك
سايهٔ پروسعت از مرغ بلند آشيان
باد مرادي كه هست عزم تواش پيشرو
بحر سپر مي‌كند كشتي بي‌بادبان
چرخ ز پستي خورد كوب ز سم ستور
موكب جاه تو را گر رود اندر عنان
رستم زور آزما باز نبندد كمر
زور تو را گر شود در صدد امتحان
هم ز تلاشت بود پيل دمان را خطر
هم ز مصافت رسد شير ژيان را زيان
چشم جدل ديدگان ديده به عين‌اليقين
با ظفر حيدري تيغ تو را توامان
تيغ تو كز خون خصم قطره‌چكان آمده
گلشن فتح تو راست شاخ گل ارغوان
چرخ زبردست اگر با تو فتد در تلاش
بر كمرش بگسلد منطقهٔ كهكشان
عظم تو گنجد در آن ليك چه در قطرهٔ بحر
گر به مكان ضم شود مملكت لامكان
قبله معين نبود تا به زمان تو گشت
بر دو جهان فرض عين سجدهٔ يك آستان
شعشعه را گر كند روي تو مشرق فروز
صد چوبت خاوري سر زند از خاوران
مشعله را گر كند حسن تو مغرب طراز
از عدم آفتاب شام نگردد عيان
گرم به خورشيد اگر بنگري از تاب تو
در ظلماتش كنند مهر پرستان نهان
دهر عليل تو شد خسته عيسي طبيب
خلق ذليل از تو گشت گلهٔ موسي شبان
ضابطه تا دم به دم رو به ترقي نهد
بهر جهان لازم است پادشه نوجوان
گويم اگر كرده است كار مسيح افعي
وجه بپرس و بنه سمع تهور بر آن
كرد مسيحا اگر در بدن مرده روح
در جسد ملك كرد افعي رمح تو جان
گر نه اجل را يكي داشته بودي به كار
جود تو دادي به خلق عمر ابد رايگان
خسرو هند ار دهد خط به غلامي به تو
بي‌طلب از چين رود باج به هندوستان
اي ملك نامدار سايهٔ پروردگار
دادگر كامكار پادشه كامران
گر نشدي بهر فتح قفل جهان را كليد
رمح تو كشورگشا تيغ تو گيتي ستان
ور نه ز فتح تو و رفع مخالف شدي
دفع پريشاني از خاطر كاشانيان
آن چه ز ايشان رسيد و آن چه بر ايشان گذشت
حرف به حرف آمدي كلك مرا بر زبان
اول از آن ظلم عام ديگر از آن قتل خاص
وان حركتها كه گشت باره از آن سر گران
فرض شمردن دگر سنت ابن زياد
بر لب لب تشنه‌ها بستن آب روان
غارت و قتل دگر در دم تسخير شهر
كز تف اين فتنه خاست دود ز صد دودمان
الغرض اينها كه شد نيست از آن هيچ باك
كز شفقت گستريست لطف تو تن خواه آن
از همه آن به كه هست در عقب از عهد تو
اين غم ده روزه را خوش دلي جاودان
پادشها سرور اگر ز طواف درت
از دگران باز ماند محتشم ناتوان
واسطه اين است اين كز ستمش كرده است
دهر بليت گمار چرخ اذيت رسان
خسته و مشكل علاج كم زر و پر احتياج
راجل بي‌دست و پا مفلس بي خانمان
ور ز شعف كرده است مرغ تمنايش را
بيشتر از بيشتر گرد سرت پر زنان
از شعراي زمان داد گرا يك كس است
عابد شب زنده‌دار قاري و اورادخوان
پاس خود اندر دعا از دي وي جو كه نيست
ملك بقاي تو را بهتر ازين پاسبان
اي شه فرمانروا كز قروق حكم تو
نيست عجب گر شود حكم قضا ناروان
پادشهان در جهان حكم روان تا كنند
پاي جهان گرد باد حكم تو را در جهان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد