شماره ۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۶

۳۴ بازديد


دلم كه بي‌تو لگدكوب محنت و الم است
خميرمايهٔ چندين هزار درد و غم است
نمونه‌ايست دل من ز گرگ يوسف گير
كه در نهايت حرمان به وصل متهم است
من آن نيم كه نهم پا ز حد برون ورنه
ميانهٔ من و سر حد وصل يك قدم است
علامت شه حسن است قد و كاكل او
كه بر سر سپه فتنه بهترين علم است
نظير لعل تو بسيار هست غايتش آن
كه در خزانهٔ سلطان خطه عدم است
دمي كشي به عتابم دمي به لطف خطاست
چه قاتلي تو كه تيغ ستيزه‌ات دو دم است
تو شاه حسني و بر درگهت به بانك بلند
كسي كه لاف گدائي زده‌ست محتشم است


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد